لحظهای وجود دارد که اکثر خریداران آنلاین بلافاصله آن را تشخیص میدهند. شما یک صفحه محصول را باز میکنید. از تصاویر عبور میکنید. نظرات را میخوانید. یک سایز یا رنگ انتخاب میکنید. کالا را به سبد خرید خود اضافه میکنید. و سپس متوقف میشوید.
نه به این دلیل که نظرتان عوض شده است. نه به این دلیل که مشکلی پیش آمده است. بلکه به این دلیل که فشار در لحظهای که کالا در سبد خرید قرار میگیرد کاهش مییابد. میل کمرنگ میشود. تصمیم دیگر فوری به نظر نمیرسد. شما کمی راحتتر نفس میکشید.
این الگو به وضوح در نحوه تعامل افراد با ابزارهای خرید و پلتفرمهای کشف معاملات نشان داده میشود، جایی که خریداران اغلب تا لبه خرید حرکت میکنند و در همانجا مکث میکنند. این مکث تصادفی نیست. هدفی را دنبال میکند. تقریباً خریدن به افراد کمک میکند تا بدون اجبار به تعهد نهایی، اضطراب را کاهش دهند.
این رفتار بیتصمیمی نیست. این یک تعهد جزئی است. و تعهد جزئی احساس امنیت میدهد.
آرامش انجام کاری بدون پایان دادن
وقتی افراد یک کالا را به سبد خرید اضافه میکنند، آن را برای بعد ذخیره میکنند، یا یک معامله را نشانهگذاری میکنند، مغز پیشرفت را ثبت میکند.
شما آن را نخریدید. اما از آن دور هم نشدید.
روانشناسان مدتهاست مشاهده کردهاند که برداشتن یک قدم به سمت حل عدم قطعیت، استرس را کاهش میدهد، حتی اگر نتیجه باز بماند. مغز حرکت را به رکود ترجیح میدهد. تقریباً خریدن شبیه حرکت است.
یک بار یک جفت هدفون را دیروقت شب به سبد خریدم اضافه کردم. میدانستم که در همان لحظه آنها را نمیخرم. اما اضافه کردن آنها باعث شد احساس کنم تصمیم گرفته شده است. بهتر خوابیدم. صبح که شد، میل از بین رفته بود.
آرامش واقعی بود. خرید هرگز اتفاق نیفتاد.
چرا سبدها امنتر از پرداخت هستند
پرداخت نهایی است. سبد خرید انعطافپذیر است.
این تفاوت بیشتر از آنچه اکثر مردم اعتراف میکنند اهمیت دارد.
خرید به معنای تعهد پول، هویت و انتظارات است. درب را به روی پشیمانی باز میکند. اضافه کردن به سبد خرید کنترل را در دست شما نگه میدارد. هنوز میتوانید نظرتان را عوض کنید. هنوز میتوانید صبر کنید.
به همین دلیل است که رها کردن سبد خرید بسیار رایج است. همیشه در مورد قیمت یا حمل و نقل نیست. گاهی اوقات خریدار از نظر احساسی آنچه را که میخواست به دست آورده است.
یک مکث. کنترل. فاصله از ریسک.
تعهد جزئی بار ذهنی را کاهش میدهد
تصمیمگیری انرژی میبرد. آن انرژی نامحدود نیست.
روانشناسان این را خستگی تصمیم مینامند. همانطور که افراد در طول روز انتخابهای بیشتری انجام میدهند، توانایی آنها برای اتخاذ تصمیمات مطمئن کاهش مییابد. وقتی مغز احساس فشار میکند، به دنبال میانبرهایی است که تلاش را کاهش دهد.
تقریباً خریدن یکی از آن میانبرها است.
یک گزارش CNBC در مورد خستگی تصمیم توضیح میدهد که چگونه انتخابهای تکراری انرژی ذهنی را تخلیه میکنند و افراد را به سمت تأخیر یا اجتناب به جای اقدام سوق میدهند.
اضافه کردن چیزی به سبد خرید راهی برای توقف فکر کردن بدون رها کردن کامل است.
کنترل بیشتر از تکمیل اهمیت دارد
خرید آنلاین به افراد احساس کنترل بر زمانبندی، قیمتگذاری و نتایج میدهد. تقریباً خریدن این احساس را تقویت میکند.
احساس استراتژیک میکنید. صبور. باهوش.
حتی اگر چیزی تغییر نکند، خود احساس اضطراب را کاهش میدهد.
دوستی یک بار به من گفت چیزها را به سبدش اضافه میکند تا بتواند به خودش بگوید که مراقب است، نه تکانشی. او همیشه برنمیگردد. اما دوست دارد بداند که گزینه در انتظار است.
آن احساس بیشتر از خود کالا اهمیت دارد.
این رفتار خارج از خرید نیز وجود دارد
همان الگو در همه جا ظاهر میشود.
افراد ایمیلها را پیشنویس میکنند و هرگز آنها را ارسال نمیکنند. مقالاتی را ذخیره میکنند که هرگز نمیخوانند. لیست کارهایی میسازند و بدون تکمیل هیچ چیز احساس آرامش میکنند.
روانشناسان این را بسته شدن بدون تکمیل توصیف میکنند. مغز این قدم را به عنوان پیشرفت در نظر میگیرد حتی زمانی که نتیجه حل نشده باقی میماند.
تقریباً خریدن نسخه خردهفروشی از آن عادت است.
فکر کردن بیش از حد برچسب اشتباهی است
مردم اغلب این رفتار را فکر کردن بیش از حد مینامند.
آن برچسب آنچه را که در حال رخ دادن است از دست میدهد.
فکر کردن بیش از حد فلج را نشان میدهد. تقریباً خریدن شامل اقدام است. کوچک است، اما مهم است. فرد با تصمیم درگیر شده و عدم قطعیت را به اندازه کافی کاهش داده است.
به همین دلیل است که تعهد جزئی اغلب بهتر از دور شدن کامل احساس میشود. دور شدن سوال را باز میگذارد. تقریباً خریدن آن را موقتاً میبندد.
نظرات و دادهها مکث را طولانیتر میکنند
هرچه افراد اطلاعات بیشتری مصرف کنند، تعهد نهایی سختتر میشود.
نظرات تردید ایجاد میکنند. مقایسهها مبادلهای ایجاد میکنند. هر جزئیات جدید یک پشیمانی احتمالی دیگر اضافه میکند.
در نقطهای، مغز به دنبال خروجی است که نیازی به انتخاب نداشته باشد. تقریباً خریدن به آن خروجی تبدیل میشود.
بری شوارتز، روانشناس پشت پارادوکس انتخاب، در مصاحبهها گفته است که انتخاب بیشتر اغلب منجر به رضایت کمتر میشود. نه به این دلیل که انتخاب بد است، بلکه به این دلیل که انتخاب بیش از حد ترس از انتخاب اشتباه را افزایش میدهد.
اضطراب نهایی بودن
خریدن چیزی به معنای پذیرفتن نتیجه است.
چه میشود اگر قیمت فردا کاهش یابد. چه میشود اگر کیفیت ناامید کننده باشد. چه میشود اگر گزینه بهتری هفته آینده ظاهر شود.
تقریباً خریدن آن ریسکها را به تأخیر میاندازد.
این بیشتر با کالاهایی که به هویت یا استفاده طولانیمدت مرتبط هستند نشان داده میشود. لباس. الکترونیک. اشتراکها. دورهها.
هرچه خرید شخصیتر احساس شود، احتمال بیشتری وجود دارد که افراد نزدیک پرداخت معلق بمانند.
چرا ایمیلهای یادآور کار میکنند و گاهی نمیکنند
ایمیلهای یادآور سبد خرید حلقه را بدون اجبار به تصمیم دوباره باز میکنند.
شما چیزی را پشت سر گذاشتهاید. فوریتی وجود ندارد. فشاری وجود ندارد.
برای برخی خریداران، آن تلنگر به پرداخت منجر میشود. برای دیگران، صرفاً احساس کنترل را تجدید میکند. آنها دوباره قیمت را بررسی میکنند. احساس اطمینان میکنند. تب را میبندند.
و این کافی است.
حلقههای باز میتوانند آرام بخش یا استرسزا باشند
تعهد جزئی در کوتاهمدت اضطراب را کاهش میدهد. اما حلقههای باز بیش از حد میتوانند استرس پسزمینه ایجاد کنند.
برخی افراد دوست ندارند بدانند که تصمیمات ناتمام در سبدها و لیست آرزوها نشستهاند. آنها را پاک میکنند فقط برای بازنشانی ذهنی.
دیگران از انعطافپذیری لذت میبرند.
هیچ کدام از پاسخها اشتباه نیست. اما الگو ثابت است.
تقریباً خریدن به عنوان یک استراتژی مقابله
در یک محیط پر سر و صدا پر از فوریت، تایمرها و فشار، تقریباً خریدن چیزها را کند میکند.
فضا ایجاد میکند.
به جای گفتن بله یا خیر، مردم میگویند هنوز نه.
آن تأخیر میتواند سالم باشد. میتواند از خرج کردن تکانشی جلوگیری کند. میتواند در برابر پشیمانی محافظت کند.
همچنین میتواند به اجتناب تبدیل شود اگر دائمی شود.
وقتی تعهد جزئی به توقف تبدیل میشود
خط زمانی عبور میشود که سبدها ماهها پر بمانند. زمانی که تصمیمات هرگز جلو نروند. زمانی که رفتار به جای آرامش استرس ایجاد کند.
در آن نقطه، تقریباً خریدن متوقف میشود کمک کند و شروع به تغذیه اضطراب میکند.
تشخیص آن تغییر اهمیت دارد.
چرا این عادت در حال رشد است
محیطهای خرید دیجیتال فوریت را طراحی میکنند. پیامهای موجودی محدود. شمارش معکوس. فروش فوری.
تقریباً خریدن یک مقاومت آرام در برابر آن فشار است.
به افراد اجازه میدهد به اندازه کافی نزدیک شوند تا میل را برآورده کنند بدون تسلیم کنترل.
این در مورد تصمیمات مدرن چه میگوید
هر تصمیم اکنون بارگذاری شده احساس میشود.
قیمتها نوسان دارند. نظرات متضاد هستند. الگوریتمها تماشا میکنند.
در آن محیط، نقاط میانه منطقی است.
تقریباً خریدن شکست در تصمیمگیری نیست. یک سازگاری است.
راه بهتری برای دیدن آن
به جای اینکه بپرسید چرا مردم فقط نمیخرند یا دور نمیشوند، بپرسید این رفتار چه نیازی را برآورده میکند.
بیشتر اوقات، پاسخ امنیت احساسی است.
مردم اطمینان بدون پشیمانی میخواهند. پیشرفت بدون فشار. کنترل بدون تعهد.
تقریباً خریدن آن تعادل را فراهم میکند.
نتیجه نهایی
تعهد جزئی یک اشکال در خرید آنلاین نیست. این یک ویژگی ذهن انسان است.
وقتی افراد کالاها را به سبدها اضافه میکنند و مکث میکنند، در تصمیمگیری شکست نمیخورند. آنها در یک دنیای پر انتخاب و پر فشار اضطراب را مدیریت میکنند.
تقریباً خریدن ضعف نیست.
این مغز است که امنترین مکان را برای استراحت قبل از حرکت پیدا میکند.


